کسی که هویت طلبی را گام اول تجزیه طلبی و پان ترکیسم می فهمد و از شنیدن کلمه ترک و عرب دچار روان پریشی نژادی می گردد، چگونه می تواند مدعی ناسیونالیزم مدنی باشد؟

حداقل تا چندماه پیش اعضای شعبه آذربایجان شرقی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی جرات آشکاری سازی ارتباطات خود با دار و دسته آذری‌ها و وطنیولی نبودند، اما اکنون که انتخابات نزدیک است و ترس به تاریخ پیوستن این جریان بواسطه اشتباهات مکرر استراتژیکی شان می رود، لازم است مکررا به چنین ارتباطی در رسمی ترین شکل ممکن، تأکید ورزند تا این بار از داد و هوار تجزیه ‌طلبی و با همراهی تعدادی نئوفاشیست که سابق بر این بیانیه های امنیتی خود را بدون نام پخش می کردند، سبد آرای خود را برای تداوم نقاط اصابت رانتی پر سازند.

کمیسیون اجتماعی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی که تا کنون حتی یک گام کوچک نظیر تولید یک مطلب ساده، یعنی فقط یک مطلب، متن یا یادداشت در رابطه با حقوق اقوام غیرآریایی (یعنی ترک، ترکمن و عرب) برنداشته است و دفاع گفتمانی شان از کردها را هم نه از حب علی بل بغض معاویه و به منظور یارگیری قومی بر مبنای نگرش نژادی/تباری و نیز در صورت نیاز ایجاد درگیری قومی در غرب کشور و سرکوب یکی توسط دیگری و توجیه لزوم قدرت مرکزی پارسی قدرتمند صورت بندی کرده است، کاش بجای این دری وری های بی سر و ته بگوید اساسا تفاوت ناسیونالیزم مدنی مورد ادعای ایشان چه تفاوت گفتمانی و عینی با ناسیونالیزم فاشیستی پهلوی دارد؟

کسی که هویت طلبی را گام اول تجزیه طلبی و پان ترکیسم می فهمد و از شنیدن کلمه ترک و عرب دچار روان پریشی نژادی می گردد، چگونه می تواند مدعی ناسیونالیزم مدنی باشد؟ البته که جلایی پور باید از آگاهی شهروندی ایرانیان در هراس باشد، چون اصلاحات تقلبی دیگر کلاهی است پوسیده که به سر هیچ شهروند آگاهی نمی رود.

  • نویسنده : عظیم حسن زاده
  • منبع خبر : کانال شخصی عظیم حسن زاده